Feb 23, 2006
آخرین اخبار توهین به مقدسات
حسين خيری فام
چند روز پيش شايعه شده بود ، در يكي از روستاهاي شهرستان زنجان چند نفر دست به تجمع زده و در اين اقدام اعتراضي ، شعارهايي چون \"داشتن توالت با آفتابه مسي حق مسلم ماست!\" و \"داشتن فضولات بسته ای حق مسلم ماست\"، سر داده اند.
وقتي براي اولين بار قضيه را شنيدم كاملا جا خوردم! ولي موقعي كه از زبان چند را جويا شدم اطمينان پيدا كردم كه عنوان شعارها حول و حوش توالت و آفتابه بوده است.
قضيه از چند جهت واقعا جالب بود. اول اين كه اعتراضات با حمله ي اشخاص معلوم الحال كه هميشه به تجمع هاي اعتراضي و انتقادي يورش مي برند، مواجه نشده بود. دوم اين كه علي رغم افشاي حقايق و اسرار سر به مهر به دست چند نفر در طي اين تجمع خود جوش، كسي از جمله مسولان ككشان هم نگزيده بود!
براستي جاي بسي شگفتي و صد البته شكر وجود دارد كه هم مردم به حقوقشان (حقوق شهروندي!) آگاه شده اند و هم سردمداران قدرت، جنبه و طاقت شنيدن حقوق ملت را به دست آورده اند. ولي با اين حال احتمالش مي رود تا چند روز بعد، چند نفر از آنها دستگير شوند و كتكي بخورند!
چرا كه احتمالا طي اين تجمع و اعلام اين شعارهاي مشكوك به نظام توهيني كرده باشند و يا اذهان عمومي را مشوش نموده اند و شايد اين وسط به مقدسات هم توهيني كره باشند، آهان! فهميدم، جرم احتمالي مي تواند نشر افكاري خلاف عفت عمومي باشد! آري همين است.
ولي اگر گير ندهند، چند روز بعد مي توانيم كلي تجمع بگذاريم! اصلا در اولين اقدام صد تا فحش و لعنت و مرگ بر ...، به كساني مي دهيم كه مي گويند در كشور ما آزادي وجود ندارد. بابا مگر نمي بينيد حقوق ملت برسميت شناخته مي شود ، اين خيلي حرف است ، چند نفر متذكر حقوق مسلمشان شده اند ولي گوش مالي هم نشده اند.
با اين وضعيت به همراه چند نفر از دوستان مي خواهيم بعد از اتمام كلاس داد بزنيم:
اي مسول
اي عدالت طلب
اي مهرورز
اي نوازشگر
اي قربانت بروم
اي با جنبه
اي ظرفيت
اي خازن!
داشتن نان سر سفره حق مسلم ماست.
آزادي دين و مذهب حق مسلم ماست.
آزادي انديشه حق مسلم ماست.
امنيت حق مسلم ماست.
آرامش خاطر حق مسلم ماست.
نداشتن زنداني سياسي حق مسلم ماست.
نداشتن تورم بي حد وحساب حق مسلم ماست.
اينترنت بي سانسور حق مسل ماست.(البته قول مي دهيم به سايتهاي غير اخلاقي و مستهجن نرويم ، اگر اجازه بدهيد سايت بي بي سي يا گويا نيوز را ببينم بس است! حتي قول مي دهيم اگر در سايت بي بي سي خانم بي حجاب ديديم، زود چشمانمان را ببنديم و كامپيوتر را خاموش كنيم)
در ضمن انرژي هسته اي هم حق مسلم ماست.
طرح نشاط عمومی:
قرارشده طرح نشاط عمومی در شهرهای ايران اجرا شود. از آنجائيکه در اين مدت ۲۶ ساله اخير شادی و نشاط در فرهنگ ما وجود نداشت و به فراموشی سپرده شد اينک بحول قوه الهی و تدبير مقام معظم رهبری ديگه قرار شده نحوه شادی و خنديدن مردم هم سازماندهی و مدون شود.
بهمين منظور اگر قرار باشد ابتکار عمل اينگونه کارها بدست مردم عادی و عوام باشد خدای نکرده کار به لهو لعب کشيده ميشود و از کنترل خارج خواهد شد. لذا قرار شد متولی اين مورد نيز همانند ساير امور بعهده علما و فضلای حوزه های علميه باشند تا طرح شادی و نشاط عمومی بصورت اسلامی اجرا گردد.
همچنين قرار شده طلاب و علمای عزيز در يک دوره فشرده کلاسهای بشگن زنی، سوت زنی(هردو نوع دوانگشتی يا چهار انگشتی) و قر کمر شرکت کنند و مسلط به اين مهارتهای مهم شوند.
طلاب عزيز علما و فضلای معظم!
برشما باد فريضه يادگيری قردادن باسن. سعادت دنيا و آخرت شما در گرو ادای اين فريضه است. نيت هايتان را خالص کنيد و در انظار عمومی بشگن بزنيد. شادی کنيد و ماتحت مبارک را قر دهيد.
شما در معرض قضاوت دشمن هستيد. دشمن منتظر گرفتن نقطه ضعف از شماست و ممکن است در روزنامه هايشان بنويسند: هی! اينا رو ببين! اينا که بلد نيستند کپل شون را بچرخانند چطور ميخوان مملکت را بگردونند؟!
لذا بر شما باد چرخاندن کامل کمر! آنچنان محکم و کامل بچرخانيد که هر کس از دور شما را ببيند خيال کند شما پرگار هستيد و داريد دايره رسم ميکنيد.
اصلا چطور است پرگارها را کنار بگذاريم و شما با فرو کردن يک مداد در ماتحت مبارکتون (بطوريکه نوکش بسمت بيرون باشد) وظيفه ترسيم انواع دواير را بعهده گيريد؟؟ کافی است اندازه شعاع و مختصات کانون دايره را بشما بدهند. فقط يه قر کمر احتياج دارد. موفق باشيد. التماس دعا.
والنتاين و عشق نافرجام:والا من با ولنتاین ملنتاین!حال نمیکنم!خیلی هوشنگه( جواد سابق). اگه بنا باشه مناسبتی هم برا من باشه همانا به این خاطره عشق .آهای دختر کوچولو!ایشالا خودم برات یه شوهر پیدا کنم که هر روزتون ولنتاین باشه!هروقت والنتاين که ميشه دلم ميگيره و تموم غصه های عالم ميشينن روی قلبم. چقدر براش کادو خريدم ولی دريغ از يک جو معرفت. گرل فرند سابقم رو ميگم. اولين بار توی يه پارتی مختلط ديدمش. يه لباس بلندی پوشيده بود. موهاشو جمع کرده بود زير يه پارچه سفيد. خيلی خوشگل شده بود. داشت اون جلو برنامه اجرا ميکرد. داشت خطبه های نماز جمعه تهرون رو ميخوند. صداش خيلی نازک بود خيلی شبيه صدای جير جيرک ولی همه کشته مرده قيافه اش بودند.
ما با هم يه خورده اختلاف سنی داشتيم. مثلا چيزی در حدود پنجاه -شصت سال ولی اين دليل نميشه که عشق ما از اول غلط بوده. توی يه عشق اصيل تفاهم اخلاقی مهمتره که ما از اون هم بی بهره بوديم. من يه آدم شوخ، او يه آدم جيغ جيغوی اخمو.
اصلا اهل آداب و معاشرت نبود. صدبار ميگفتم: جنتی جون، عزيز دلم، خوشگل خوشگلا، بيا ما هم مثل بقيه مردم دست هم رو بگيريم بريم بيرون يه آبگوشتی بخوريم يه سينما و پارکی بريم يه عرق سگی بزنيم يه خورده عشق و حال کنيم. اما امان از بيوفايی! دريغ از يه ذره محبت. اصلا همه گرل فرندها همينجوری اند. بخصوص اگه يه خورده خوشگل هم باشند. همينکه ميبينند يه نفر کشته مرده اونا شده ، فوری خودشون رو گم ميکنند و ميزارن طاقچه بالا و هی واسه آدم ناز ميکنن.
يه بار گفتم ميخوام با وانت بارم بيام دنبالت با هم بريم توی يه دشت و صحرا کمی قدم بزنيم يه پيک نيک بزنيم و آتيش روشن کنيم و پوره سيب زمينی درست کنيم. چند سيخ جيگر و قلوه و دنبلان کباب کنيم و کلی صفا کنيم ولی گفت: اِوا خاک عالم، من توی شورای نگهبان با يه نفر ديگه قرار دارم وقت ندارم.
سوای خوشگلی اش چند تا عيب داشت که باعث شد ما با او بهم بزنيم. اول اين بود که اصلا راه نميداد. اونايی که عاشقند ميدونند من چی ميگم. دوم توی مهمانی ها آبروی آدم رو پيش غريبه و آشنا ميبرد. مثلا دماغش رو با آستينش پاک ميکرد. يا مثلا موقع خوردن غذا شلپ شلپ سوپ خوردنش حال همه رو بهم ميزد. صدای آروق زدنش گوش آدم رو کر ميکرد. از همه بدتر اينکه هروقت گرمش ميشد لباساشو درمياورد و با زير پوش رکابی و نازک می نشست جلوی مهمانها.
اين بود که ما ديديم اين گرل فرند بدرد ما نميخوره . بخاطر همين مسائل، رابطه مون بهم خورد ولی هميشه بيادش هستم. اون يه چيز ديگه بود.
ولی برای اينکه فکر نکنه که من از اون مردای دست پا چلفتی ام فوری رفتم يه گرل فرند خيلی خوشگل تر از او پيدا کردم. اين يکی هم جوون تر از اونه و هم خيلی خوشگل تر. شما نميدونيد چه جيگريه. اسمشو نميگم ولی يادداشتهای روزانه اش رو براتون مينويسم.
بر اساس گزارش خبرگزاريها امروز رئيس جمهور محبوب بصورت سرزده از مجتمع هسته ای نطنز بازديد کرد (منبع خبر).
من که نميدونم فلسفه سرزده بازديد کردن از يک مجتمع هسته ای ديگه چه صيغه اي است؟ معمولا بازديدهای سرزده مربوط به جايی است مانند شهرداری يا بانک یا بیمارستان و دادگستری و نظاير آن که ارباب رجوع زيادی دارند و تعلل و کم کاری در ارائه خدمات در آنجا به مردم باعث نارضايتی عمومی ميگردد. معمولا مسولين بدون خبر قبلی از چنين جاهايی بازديد ميکنند و به کارمندان خاطی تذکرات لازم را ميدهند. اما بازديد سرزده از مجتمع نطنز از اون حرفهاست!
- خب. بگو ببينم چيکار داشتی ميکردی قبل از اينکه من بيام؟
- قربان. داشتم غنی سازی ميکردم.
- خب. چی رو غنی ميکردی؟
- همون تحفه نطنز رو.
- بارک الله. دعا برای سلامتی رهبر يادت نره.
- چشم.
------------------------------------------------نفر بعدی:
- خب. تو داشتی چيکار ميکردی؟
- داشتم سانتريفوژها رو روغنکاری ميکردم.
- بارک الله. دعا برای سلامتی رهبر يادت نره
- چشم. حتما.
------------------------------------------------نفر بعدی:
- خب تو بگو ببينم داشتی چيکار ميکردی؟ چرا هول شدی؟ ها؟
- قربان. چيزه... يعنی چيز... يعنی ميخواستيم بريم دستشويی که شما بصورت سرزده وارد شديد.
- خب. اشکالی نداره. حالا برو.
- قربان. ديگه تموم شد!
- پس دفعه ديگه برای سلامتی رهبر دعا کن
جمهوری اسلامی ايران خوشامد ميگويم و برايتان سفر خوشی را آرزو ميکنم.برای رعايت نکات ايمنی ، همواره کمربند شلوار خودتان و بغل دستی تان را در تمام مدت پرواز بسته نگه داريد و از کشيدن سيگار و قليان خود داری فرماييد.اگر در هوای داخل کابين اختلالی پيش آمد، سربند مخصوصی از بالای سرتان به پايين می افتد که رويش نوشته: جانم فدای رهبر. فورا آنرا برداشته و بسيجی وار آنرا دور سر خود ببنديد و يا حسين گويان از دربهای اضطراری يعنی دو درب در جلو ، دو درب درعقب و يک درب در وسط هواپيما به بيرون پرت شويد. توجه داشته باشيد که در همه حال حجاب اسلامی را رعايت کنيد حتی در موقع پرت شدن از هواپيما. برای مواقع اضطراری يک بسته کفن در زير صندلی شما قرارداده شده که آنرا بيرون آورده و بعد از گفتن شهادتين و دعا برای سلامتی رهبر انقلاب بپوشيد. از کليه مسافرين محترم و عاشقان شهادت خواهشمندم در طول پرواز تا لحظه مرگ از وسايل الکترونيکی مانند تلفن همراه و لب تاپ و چرتکه و ماشين حساب اکيدا خودداری کنيد.برايتان سفر آخرت دلپذيری را آرزو ميکنم. ناراحت نباشيد اين شتری است که درب خانه همه ميخوابد. يکی زودتر يکی ديرتر. خوشا به سعادت شما که سوار هواپيمای ما شديد تا شهيد شويد. اگر دستمال کاغذی برای پاک کردن اشکهايتان لازم داشتيد ما نداريم بايد همراه خودتان می آورديد. در طول پرواز، همکارانم از شما پذيرايی خواهند کرد ولی قبل از آن مراسم سينه زنی و نوحه خوانی داريم. تسبيح برای ذکر استغفار در رنگهای مختلف موجود است که تقديم خواهد شد.
شيرينی فروشی اسلامی:
- آقا ببخشيد يک کيلو از اون شيرينی دانمارکی بديد.
- نداريم
- پس اون چيه؟ توی ويترين رو ميگم. همونجا.
- اونا شيرينی محمديه
- بابا جون من که ميدونم اونا دانمارکيه چرا اذيت ميکنی ؟
- نه خير دانمارکی نداريم. اگه دانمارکی ميخوای برو ناصر خسرو اونجا همه جور جنس ممنوع و غير مجاز پيدا ميشه
- خب پس يک کيلو از همون که گفتی بده
- نداريم!
- عجب بساطيه! از همون کوفت زهر ماری که گفتی يه کيلو بده بريم دنبال کارمون
- نه خير نميشه. اينا واسه خوردن نيست! اينا رو اگه کسی بخوره يا گاز بزنه توهين به پيامبر ميشه. اينا رو بجای مهر نماز توی نماز جمعه استفاده ميکنن. فهميدی؟
- آره.... خب.... پس حالا که اینجوره يک کيلو شيرينی خامنه ای بده
- منظورت نون خامه ايه؟
- آره. نميخوام اونها رو بخورم میخوام بجای کرم صورت ازش استفاده کنم
Feb 22, 2006
آيا به اين فکر کرده ايد که در هر هفته دهها نفر از مسلمانان جهان، براي اعتراض به کفار و يا براي نشان دادن عشق شان به اسلام توسط خودشان کشته مي شوند؟ اکثر مقتولين حوادث اخير جهان مسلمانان، و قاتلين آنها هم مسلمانان هستند. مثلا يک روزنامه دانمارکي پنج کاريکاتور در پنج ماه قبل چاپ کرده، در ماه گذشته صدها مسلمان توسط دولت هاي مسلمان و غيور کشته و هزاران نفر زخمي شده اند. جالب است، مسلمانان براي انتقام گرفتن از غرب و آمريکا خودشان را مي کشند. به يک خبر مهم توجه کنيد. در ازدحام مردم اليگودرز که براي ديدن در حرم امام حسين صورت گرفت، يک نفر کشته و سه نفر مجروح شدند. ظاهرا اين در را دارند به عراق منتقل مي کنند و پيش بيني مي شود که تا اين در سرجايش نصب شود ده درصد از جمعيت مسلمين کم شود. به گفتگوي ميان برادري که در راه در حرم شهيد شده است، با يکي از اهل قبور توجه فرمائيد.
اولي: شما چي شد که مرحوم شدي؟
جان مرغهای ما در خطر است. حتی خارجیها میگویند که جان خود ما هم دور از جان شما در خطر خواهد بود اگر نتوانیم این مرغها را به شهادت برسانیم.
به ما گزارشهایی رسیده مبنی بر اینکه این بیماری مرغی حتی تا شهر اراک هم رسیده، ولی ما به دستور حاج آقا مصباح باید همه چیز را حاشا کنیم. چون ایشان عقیده دارند که شما خودتان مراقب هستید و به موقعش ما را از الطاف خفیهی الهی بهرهمند میکنید.
ولی راستش را بخواهید من نگران شدهام. این نگرانی را حتی در چشمهای رییسجمهور عزیزتان هم میبینم. دیگر خندههایش معصومیت سابق را ندارد. دهانش میخندند ولی چشمهایش نه.
من این نامه را بدون اطلاع رییسجمهور و آقای مصباح مینویسم و فردا شب مخفیانه آن را به صندوق پستی شما واقع در حیاط پشتی مسجد جمکران، چاه شهید جمکرانی (شماره ۴۴ سابق) میاندازم. (شما را به خدا اگر حرفی به آنها زدید، من را لو ندهید. من زن و بچه دارم.)
آقا و سرور من،
من نگران جان یاران شما شدهام. شما کجایید؟ چرا پس جلوی این بیماری لعنتی را نمیگیرید؟ آیا تقدیر بر آن است که جان یاران صدیق شما بخاطر چند مرغ هرجایی و بیارزش، اینگونه مفت مفت فدا شود؟ آیا خواست شما و پروردگار بزرگ بر آن قرار گرفته که جان این امت مومن و خداجوی به این آسانی از کونشان در برورد؟
شک کردهام که نکند شما به مرخصی رفتهاید و به نامههایتان دسترسی ندارید. یا اینکه شاید صندوق پستیتان را بخاطر مزاحمتهای معدوودی «یارنما» عوض کردهاید. شاید هم دیگر با آقای مصباح حال نمیکنید و نامههای او و یارانش را برای سوزاندهشدن به جهنم فوروارد میکنید.
نمیدانم. فقط همین را میدانم که من برای اولین بار به وجود شما شک کردهام و اگر تا چهل و هشت ساعت دیگر تمام مرغهای مملکت عزیزتان را شفا ندهید، مجبورم به تلویزیون بروم و به مردم بگویم که خودشان فکری به حال خود بکنند.
ای صاحب همهی ساعتهای عالم. جان ما و مرغهایمان در دست شما است.
سگ درگاه شما
Feb 20, 2006
Feb 19, 2006
چند روز پيش، وزارت اطلاعآت برزخ خبر داد که چند نفر مفسد فی الارض قصد برگزاری فسق
و فجور در شهر شهيد پرور دارن. تصميم گرفتم خودم شخصاً از اينجا به زمين شرفياب بشم
و خدمت همشون برسم....اما چشتون روز بد نبينه، نصف اين شهر پر از جيگر هايی که به صورت
گله ای ميرفتن به کلوپ ها. قديم فکر ميکردم اين پيامبر هايی که ميفرستم از بس درس نميخونن
چوپان ميشن، اما مثل اينکه ناکس ها برای دختر بلند کردن به صورت گله اي به شغل شريف
چوپانی رو آوردن. به هر ترتيب حال کردم از اين آفرينشم...عجب چيز هايی خلق کردم
بر عکس موندم روز خلقت حواسم کجا بود که امثال احمدي نژاد گواهينامه توليد گرفتن
Feb 17, 2006
آی آی آی. فتبارک الّله و الخودم و الاحسن الوازلين. چه جيگر هايی خلق کردم تو فلوريدا. بعدا ميگم
Feb 15, 2006
اول: سربازاني که در تصاوير تخت جمشيد هستند همگي ريش دارند، به همين دليل معلوم مي شود يا از هزارسال قبل از اسلام حزب اللهي بودند يا اجداد فيدل کاسترو بودند که از کوبا به شيراز رفته بودند و از کورش و داريوش حمايت مي کردند. دوم: سربازاني که در تصاوير تخت جمشيد هستند همگي لباس هاي بلند پوشيده اند، در حالي که تصاويري که در يونان و رم و بابل وجود دارد نشان مي دهد که سربازان در اين کشورها يا شورت اسليپ مي پوشيدند يا شلوار لي و پيراهن باس، بنابراين وقتي لباس مردان در ايران باستان تا روي کفششان بوده، معلوم مي شود لباس زنان سه متر دنبالشان راه مي افتاد.سوم: سربازاني که در تخت جمشيد هستند همگي چوب ها يا نيزه هاي بلندي در دست دارند و همگي در حال نگاه کردن به نقطه نامعلومي هستند، به نظر مي رسد شيئي طولاني مذکور( اشتباه برداشت نشود) همان چماق است که از 2500 سال پيش در دست سربازان ايراني بوده و برخلاف نظر باستان شناسان اين افراد سرباز نبودند، بلکه لباس شخصي بودند و اين تصوير هم در هنگامي ساخته شد که اولين لباس شخصي هاي دوران کورش به اولين خوابگاه دانشجويي دوران کورش حمله کردند.